رضا قليخان هدايت

1199

مجمع الفصحاء ( فارسي )

294 طاهر چغانى خوارزمى نامش امير ابو المظفر ملك طاهر بن ابو الفضل بن محمد المحتاج الچغانى همهء اجدادش از امرا و حكام و سلاطين ذوى الاحتشام و ذكر چغانيه در تواريخ مسطور است و چغانيان از ماوراءالنهر است و منسوب بدان را چغانى گويند و چغانه سازيست منسوب به آن ولايت و در آنجا روديست كه چغانى رود نامند و آن نهرى بزرگ است بهر صورت ابو المظفر طاهر اميرى بود جامع كمالات محموده و خصايل ستوده كه نظير و عديلش نبوده فضل وافى و علم شافى داشته گاهى نظمى بر صفحهء زمانه مىنگاشته با شعرا خوش داشته و در زمان محمود غزنوى حكومت طخارستان با وى بوده ابو الحسن فرخى از سيستان نخست به خدمت او آمده مدح وى گفت و قصيدهء داغگاه در مدح اوست و بتوسط وى بسلطان محمود رسيده است و آباء و اجداد وى همه حكام و سلاطين بزرگ بوده‌اند استاد دقيقى نيز از مداحان اين سلسله بوده است به‌هرحال امير ابو المظفر گاهى نظم مىسروده ، از اوست : آن ساقى مهروى صبوحى بر من خورد * از خواب دو چشمش چو دوتا نرگس خرم و آن جام مى اندر كف او همچو ستاره * تا خورده يكى جام يكى داده دمادم بربسته هوا چون كمرى قوس قزح را * از اصفر و از احمر و از اخضر معلم گويى كه دوسه پيرهن است از دوسه گونه * وز دامن هريك ز دگر پارگكى كم و له بده باده به ياد ماهرويى * كه بىمى صبر نتوان در فلق بر به نرگس ننگرى تا چون شكفته است * خورد مى جام بر زرين طبق بر * * * به چشم گوزنست و رفتار كبك * به كشى چو گور و بكينه پلنگ سخن گفتنش تلخ و شيرين دو لب * چنان كز ميان دو شكر شرنگ كمان دو ابروش وان غمزه‌ها * يكايك به دل بر چو تير خدنگ